جملات فیسبوکی,عاشقانه,پند آموز

شاید زندگی آن جشنی نباشد که انتظارش را داشتی اما حالا که به آن دعوت شده ای تا می توانی زیبا برقص!

موهاش دریا بود

 

دنیامو زیبا کرد

 

فهمید که دیوونم 

 

موهاشو کوتاه کرد

نوشته شده در جمعه سیزدهم تیر 1393ساعت 0:4 توسط فریاد سکوت|

تو شیرین باش من بحران

بی فرهادی را حل میکنم 

نوشته شده در شنبه بیست و سوم فروردین 1393ساعت 17:18 توسط فریاد سکوت|

همه بشرند 


اما فقط  بعضی ها انسانند 


 دکتر شریعتی

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1392ساعت 20:42 توسط فریاد سکوت|

خواستم غصه هایم را غرق کنم 

اما بی شرف ها شنا یاد گرفته بودند.

حسین پناهی

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1392ساعت 17:42 توسط فریاد سکوت|

سلام ممنون میشم

page  "ناگفته های یک دل" در فیسبوک رو

لایک کنید

مهدی

نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1392ساعت 14:1 توسط فریاد سکوت|

اگر خاموش باشي تا ديگران به سخنت آرند ،

بهتر کهسخن گوئي و خاموشت کنند.


سقراط

نوشته شده در شنبه نهم آذر 1392ساعت 15:58 توسط فریاد سکوت|

همیشه به کسانی که

پا برهنه اند اعتماد کنید


چون آنان کفشی ندارند


که ریگی بر آن باشد

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1392ساعت 20:24 توسط فریاد سکوت|

مرا برای دزدیدن تکه نانی به زندان بردند

 وپانزده سال درآنجا هرروز یک قرص

 نان کامل و مجانی خوردم....

بینوایان ویکتور هوگو

نوشته شده در جمعه دهم آبان 1392ساعت 15:32 توسط فریاد سکوت|

 معلم برای سفید بودن برگ نقاشی ام


تنبیهم کرد و همه به من خندیدند. . .


اما من خدایی را کشیدم که همه میگفتند: 

                 دیدنی نیست. . .

نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1392ساعت 13:29 توسط فریاد سکوت|

من تنهـــــــآیی ام را با کسی قسمت نمیکنم...

یک بار قسمت کردم،

چندین برابرشــــد!
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392ساعت 14:23 توسط فریاد سکوت|

خدایا همیشه خواستم شاد کنم...



حتی قیمت شادی خیلی ها را با ناراحتی خودم


پرداختم...



عشق ورزیدم...



عشق ورزیدم به کسانی که راحت دلم را شکستند...



دعا کردم...



حتی برای آنها که زخمی به جا گذاشتند...



اما خواستم درخت باشم...



با ریشه باشم...



و اگر تبرها خوردم باز باشم...



همه اینها را بودم چون میدانستم تو هستی...



و همیشه مراقبم خواهی ماند...!!!    
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392ساعت 14:20 توسط فریاد سکوت|

تنها درآمد امسال پدرانمان بودند.

تنها درآمد امسال پدرانمان بودند.

تنها درآمد امسال پدرانمان بودند.

نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1392ساعت 19:16 توسط فریاد سکوت|

 زندگی مثل یه پل قدیمیه:به این فکرنکن که اگه تنهاازش بگذری دیرترخراب میشه.

به این فکرکن که اگه افتادی کسی باشه که دستت رو

بگیره.  



نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392ساعت 14:19 توسط فریاد سکوت|

ﮔﻔﺖ : ﺑﺎﺯﯼ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺑﺎﺧﺖ ﺩﺍﺭﺩ !!!



ﯾﺎﺩﺵ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﺎﺯﯼ ﻧﮑﺮﺩﻡ ؛



ﻣﻦ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻡ ... ...


نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1392ساعت 15:48 توسط فریاد سکوت|

نسلـی هستــیـم ،
که روزهــا میخــوابیــم..
و شبــهـا بیـــــداریـــم !
چــون..
تــاریـکی شب ، بـــرامــون..
قــابــل تحمـّـل تــر از “تـــاریــکی” روزهــامــونــه !

::


نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1392ساعت 17:16 توسط فریاد سکوت|

گاهی خوردن لگدی از پشت،

برداشتن گامی به جلوست.

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392ساعت 16:3 توسط فریاد سکوت|

عاشق تر از همه ما موش کوری است

 

که زیبایی جفتش را چشم بسته باور دارد

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392ساعت 16:27 توسط فریاد سکوت|

آدمها مثل عکس ها می مونن

 

اگه زیادی بزرگشون کنی

 

کیفیتشون می یاد پایین

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392ساعت 16:26 توسط فریاد سکوت|

روزی توي جهنم همديگه رو مي بينيم تو به جرم اينكه قلب من و دزديدي

 منم براي اينكه خدا رو ول كردم تو رو پرستيدم.

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1392ساعت 13:27 توسط فریاد سکوت|

مي دوني چرا بين انگشتان دست فاصله هست؟ چون يه روزي يه دستي

 پيدا مي شه كه اين فاصله رو پر كنه

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1392ساعت 13:25 توسط فریاد سکوت|

دوست داشتنِ کسی که شما رو دوست نداره

مثل بغل کردنِ کاکتوس می مونه

هر چی محکم تر بغل کنی

بیشتر آسیب میبینی ...


 

 

 

نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1392ساعت 14:22 توسط فریاد سکوت|

::
زخم های دستم را میبندند و میگویند چرا با خود چنین کردی ؟
ولی افسوس کسی زخم بزرگ دلم را ندید تا بگوید چرا با تو چنین کردند !
::
نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1392ساعت 14:10 توسط فریاد سکوت|

براي هزارمين بار پرسيد: تا حالا شده من دل تو را بشكنم؟من هم براي هزارمين بار به دروغ گفتم : نه! هيچوقت... تا مبادا دلش بشكند
نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1392ساعت 15:52 توسط فریاد سکوت|

آنگاه که.......... ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس ميکني؛ به خاطر بياور که ............ ... زيبايي شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است!!!!

نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1392ساعت 15:43 توسط فریاد سکوت|

دلتنگ كه شدي ، پيش من بيا كمي غصه هست ، باهم مي خوريم.
نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1392ساعت 10:2 توسط فریاد سکوت|

آلبرت انيشتن ميگه: عشق مثل ساعت شني مي مونه ، همون طوري كه قلب رو پر مي كنه ، مغز رو خالي مي كنه؟
 
 
 
 
 
 
 
 
 
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 1:59 توسط فریاد سکوت|

دوستت دارم کمتر از خدا و بيشتر از خودم چون به خدا ايمان دارم و به تو احتياج!! 

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 1:58 توسط فریاد سکوت|

براي اداره کردن خودت از عقلت استفاده کن و براي اداره کردن ديگران از قلبت

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 1:57 توسط فریاد سکوت|

همیشه به یادت هستم

شاهدی ندارم به جز کلاغ بام خانه مان

که اوهم حقیقت را به تکه پنیری می فروشد

 

 

 

....

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391ساعت 14:36 توسط فریاد سکوت|

اینجا سرزمین کلمات معکوس است:
جایی که گنج، جنگ می شود
درمان، نامرد می شود
قهقهه، هق هق می شود اما دزد همان دزد است و درد همان درد

 

 

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1391ساعت 11:32 توسط فریاد سکوت|


آخرين مطالب
»
»
»
»
» لایک کنید
»
»
»
»
»

Designer : MihanGhaleb